الشيخ رسول جعفريان

573

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

پس از رفتن سواران اوليه ، به تدريج مردم مدينه به سوى منطقه حركت كردند تا آن كه در « ذى قرد » در فاصله 35 كيلومترى مدينه يك سپاه پانصد تا هفتصد نفرى فراهم آمد . گفته‌اند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در آنجا نماز خوف خواندند . از سوى ديگر سعدبن عباده نيز با يك گروه سيصد نفرى از مدينه ، حراست مىكرد . گفته‌اند كه سعدبن زيد اشهلى فرماندهء سواران بود اما حسان بن ثابت در شعر خود مقدادبن عمرو را فرماندهء آن دانست . پس از آن ، سعد به وى اعتراض كرد كه چرا بجاى او مقداد را فرمانده سواران دانسته ، حسان بن ثابت گفت : براى درست كردن قافيه شعرش چنين كرده است ! « 1 » شعر حسان با قافيه دال بوده و نام مقداد در پايان يك بيت آمده بود ، آنگاه براى راضى شدن سعد شعرى در وصف او گفت . « 2 » البته ابن سعد و واقدى گفته‌اند كه پرچم به نيزه مقداد بسته شده بوده است . « 3 » غزوهء ذى قرد نشانگر آن بود كه اعراب اطراف ، چشم طمع به مدينه داشته و براى ضربه زدن به اسلام از شبيخون خوددارى نمىكرده‌اند . بنابراين رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم محق بود كه هر از چندى به محض شنيدن كمترين گزارشى از تلاش مشركان ، به سوى آنان حركت كند . غزوهء بنى المصطلق يا مريسع بنى المصطلق طايفه‌اى از خزاعه‌اند و مُرَيْسُعْ نام منطقه‌اى كه سپاه اسلام با آنان درگير شد . منطقهء مزبور درميانهء راه مكه و مدينه است كه تا ساحل دريا هشتاد كيلومتر فاصله دارد . واقدى تاريخ اين غزوه را شعبان سال پنجم مىداند و لذا پيش از جنگ احزاب از آن ياد مىكند . اين در حالى است كه ابن اسحاق ، خليفة بن خياط و طبرسى آن را در شعبان سال ششم مىدانند . « 4 » حارث بن ابى ضرار رئيس طايفهء بنى المصطلق قوم خويش و كسان ديگرى از اعراب را براى جنگ با اسلام بسيج كرد . زمانى كه خبر به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رسيد ، آن حضرت بُرَيْدة بن حُصَيب را براى بدست آوردن اطلاعات بدان سوى فرستاد . او نزد حارث رفت و گفت : شنيده‌ام كه شما براى جنگ با محمد صلى الله عليه و آله و سلم آماده شده‌ايد ، من نيز در قوم خود گشتم تا كسانى كه از من پيروى مىكنند جمع آورى كرده با شما متحد شويم . حارث گفت : به سرعت حركت كن . بريده نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بازگشت و پس از آن بود

--> ( 1 ) . المغازى ، ج 2 ، صص 548 - 547 ( 2 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3 ، صص 287 - 286 ( 3 ) . نك : سبل الهدى والرشاد ، ج 5 ، ص 153 ( 4 ) . نك : سبل الهدى والرشاد ، ج 4 ، ص 502 ؛ قتاده و عروة بن زبير آن را در سال پنجم دانسته‌اند ، در كتاب بخارى ( ج 5 ، ص 54 ) آمده كه در سال چهارم بوده و البته هيچ كس چنين چيزى را نگفته است نك : سبل الهدى ، ص 502 ؛ و بايد دانست كه آگاهيهاى تاريخى بخارى اندك بوده و اين از بخش مغازى آن به دست مىآيد .